آهنرباهای آلنیکو، که عمدتاً از آلومینیوم (Al)، نیکل (Ni)، کبالت (Co) و آهن (Fe) تشکیل شدهاند، از اولین آهنرباهای دائمی توسعهیافته هستند. آنها بر اساس جهت مغناطیسی خود به انواع ایزوتروپیک و ناهمسانگرد طبقهبندی میشوند، که انواع ناهمسانگرد (به عنوان مثال، آلنیکو ۵، آلنیکو ۸) به دلیل رشد جهتدار کریستال، محصولات انرژی مغناطیسی بالاتری را نشان میدهند. آهنرباهای آلنیکو به دلیل پایداری دمایی عالی (عملکرد تا ۵۰۰-۶۰۰ درجه سانتیگراد) و مقاومت در برابر خوردگی مشهور هستند و همین امر آنها را در کاربردهایی مانند هوافضا، حسگرها و ابزارهای الکتریکی ضروری میکند. با این حال، وادارندگی نسبتاً پایین آنها، استفاده از آنها را در محیطهای با میدان مغناطیسی بالا محدود میکند.
یک مسئله حیاتی که آهنرباهای آلنیکو را تحت تأثیر قرار میدهد، جدایش ترکیب است که به توزیع غیر یکنواخت عناصر شیمیایی در آهنربا اشاره دارد. این پدیده میتواند با تغییر خواص مغناطیسی موضعی، مانند پسماند (Br)، وادارندگی (Hc) و حاصلضرب انرژی مغناطیسی (BHmax)، عملکرد مغناطیسی را به طور قابل توجهی کاهش دهد. این مقاله به بررسی مکانیسمهای جدایش ترکیب در آهنرباهای ریختهگری آلنیکو و تأثیرات خاص آن بر عملکرد مغناطیسی موضعی میپردازد.
آلیاژهای آلنیکو از طریق یک فرآیند پیچیده شامل چندین فاز، از جمله یک فاز اولیه α-Fe و یک مخلوط یوتکتیک از فازهای Fe-Co و Al-Ni، منجمد میشوند. محدوده انجماد (اختلاف بین دمای لیکوئیدوس و سالیدوس) نسبتاً وسیع است و باعث ایجاد جدایش میکرو (تغییرات عنصری درون دانهها) و جدایش ماکرو (تغییرات عنصری در مقیاس بزرگ بین مناطق) میشود.
در طول انجماد، عناصر حلشونده (مثلاً کبالت، نیکل، مس) از کریستالهای α-Fe در حال رشد خارج میشوند و یک مایع غنی از حلشونده را در مرز دانهها تشکیل میدهند. اگر خنکسازی برای نفوذ حلشونده کافی نباشد، این نواحی از نظر شیمیایی غنی باقی میمانند و منجر به ایجاد حفره (گرادیانهای ترکیبی درون دانهها) میشوند. این امر به ویژه در ریختهگریهای سریع سرد شده، که در آنها زمان نفوذ کوتاه است، مشهود است.
جدایش ماکرو به دلایل زیر رخ میدهد:
عناصر اصلی در آلنیکو (Al، Ni، Co، Fe) رفتارهای انجماد متمایزی دارند:
عوامل زیر باعث تشدید جدایی میشوند:
پسماند، چگالی شار مغناطیسی باقی مانده پس از حذف مغناطیس است. جدایش بر Br از طریق موارد زیر تأثیر میگذارد:
مثال : در Alnico 5، جدایش بیش از حد Co در مرز دانهها میتواند Br را به صورت موضعی افزایش دهد، اما توزیع ناهموار ممکن است یکنواختی کلی را کاهش دهد.
وادارندگی، مقاومت در برابر مغناطیسزدایی است. جدایش از طریق موارد زیر بر Hc تأثیر میگذارد:
مطالعه موردی : تحقیقات روی Alnico 8 نشان داد که جدایشهای غنی از کبالت، Hc را در مناطق محلی 10 تا 15 درصد افزایش دادهاند، اما Hc جهانی به دلیل اثرات جبرانی بدون تغییر باقی مانده است.
BHmax، حاصلضرب پسماند و وادارندگی، یک معیار کلیدی عملکرد است. جداسازی از طریق موارد زیر بر BHmax تأثیر میگذارد:
شواهد تجربی : مطالعهای روی Alnico 6 نشان داد که جدایش ماکرو، BHmax را در مناطق بهشدت آسیبدیده تا 20٪ کاهش میدهد.
مزیت آلنیکو در پایداری آن در دمای بالا نهفته است. با این حال، جدایش میتواند این مزیت را به دلایل زیر به خطر بیندازد:
مثال : در Alnico 5، جدایشهای غنی از کبالت، دمای کوری ۵ تا ۱۰ درجه سانتیگراد پایینتری نسبت به توده ماده نشان دادند که باعث کاهش پایداری در دمای بالا میشود.
یک مطالعه، جداسازی کنترلشدهی کبالت در Alnico 5 را با تغییر سرعتهای خنکسازی معرفی کرد. نتایج نشان داد:
افزودن 0.5 درصد وزنی La به دانههای تصفیهشده Alnico 8 و کاهش 30 درصدی جدایش ماکرو. این امر منجر به:
جدایش ترکیب در آهنرباهای آلنیکو ریختهگریشده از ویژگیهای انجماد، رفتار عنصری و پارامترهای ریختهگری ناشی میشود. این امر با ایجاد تغییرات در پسماند، وادارندگی و محصول انرژی، ضمن به خطر انداختن پایداری دما، به طور قابل توجهی بر عملکرد مغناطیسی موضعی تأثیر میگذارد. استراتژیهای کاهش مانند بهینهسازی فرآیند، عملیات پس از پردازش و طراحی آلیاژ میتواند جدایش را کاهش داده و یکنواختی و عملکرد را افزایش دهد. تحقیقات آینده باید بر تکنیکهای پیشرفته ریختهگری (به عنوان مثال، تولید افزایشی) و ترکیبات آلیاژی جدید برای به حداقل رساندن بیشتر جدایش در آهنرباهای آلنیکو متمرکز شوند.
با پرداختن به مسئله جداسازی، تولیدکنندگان میتوانند آهنرباهای آلنیکو را با ثبات برتر تولید کنند و امکان استفاده مداوم از آنها را در کاربردهای با دقت بالا که در آنها قابلیت اطمینان بسیار مهم است، فراهم کنند.