آلیاژهای آلنیکو، که عمدتاً از آلومینیوم (Al)، نیکل (Ni)، کبالت (Co) و آهن (Fe) تشکیل شدهاند، به دلیل دمای کوری بالا، پایداری دمایی عالی و مقاومت در برابر خوردگی مشهور هستند. تیتانیوم (Ti) یک عنصر آلیاژی حیاتی است که به طور قابل توجهی وادارندگی آهنرباهای آلنیکو را افزایش میدهد و استفاده از آنها را در کاربردهای با کارایی بالا مانند موتورها، حسگرها و اجزای هوافضا امکانپذیر میسازد. این تجزیه و تحلیل، مکانیسمهای ریزساختاری را که تیتانیوم از طریق آنها بر وادارندگی تأثیر میگذارد، از جمله تجزیه اسپینودال، اصلاح دانه و افزایش ناهمسانگردی شکل، بررسی میکند. همچنین رابطه بین محتوای تیتانیوم و وادارندگی را بررسی میکند و یک همبستگی غیرخطی را آشکار میکند که در آن سطوح بهینه تیتانیوم وادارندگی را به حداکثر میرساند در حالی که مقادیر بیش از حد ممکن است عملکرد مغناطیسی را کاهش دهد. این بحث، دادههای تجربی، مدلهای نظری و شیوههای صنعتی را برای ارائه درک جامعی از نقش تیتانیوم در آهنرباهای آلنیکو ادغام میکند.
آلیاژهای آلنیکو از زمان توسعهشان در دهه 1930، سنگ بنای فناوری آهنربای دائمی بودهاند. این آلیاژها با دمای کوری بالا (تا 890 درجه سانتیگراد)، پایداری حرارتی عالی و مقاومت در برابر مغناطیسزدایی مشخص میشوند که آنها را برای کاربردهایی که نیاز به عملکرد مغناطیسی قابل اعتماد در شرایط شدید دارند، مناسب میسازد. خواص مغناطیسی آلیاژهای آلنیکو، به ویژه وادارندگی (Hc)، توسط ریزساختار آنها تعیین میشود که از یک سیستم دو فازی تشکیل شده است: یک فاز α1 فرومغناطیس (غنی از Fe و Co) و یک فاز α2 با مغناطیسی ضعیف یا پارامغناطیس (غنی از Ni و Al).
وادارندگی، مقاومت یک آهنربا در برابر مغناطیسزدایی، یک پارامتر حیاتی برای آهنرباهای دائمی است. وادارندگی بالا تضمین میکند که آهنربا خواص مغناطیسی خود را در معرض میدانهای مغناطیسی خارجی یا فشار مکانیکی حفظ میکند. تیتانیوم یک عنصر آلیاژی کلیدی در انواع آلنیکو با وادارندگی بالا، مانند آلنیکو ۸ و آلنیکو ۹ است، که در آنها نقش محوری در افزایش عملکرد مغناطیسی ایفا میکند. این تجزیه و تحلیل بررسی میکند که چرا تیتانیوم بر وادارندگی تأثیر میگذارد و چگونه محتوای آن بر خواص مغناطیسی تأثیر میگذارد.
وادارندگی آلیاژهای آلنیکو ارتباط نزدیکی با مورفولوژی و توزیع فازهای α1 و α2 دارد. تیتانیوم از طریق فرآیندی به نام تجزیه اسپینودال، که زمانی رخ میدهد که یک آلیاژ زیر دمای بحرانی خود آنیل شود، جداسازی فاز را افزایش میدهد. برخلاف هستهزایی و رشد سنتی، تجزیه اسپینودال شامل جداسازی خود به خودی اجزا به فازهای مجزا بدون نیاز به مکانهای هستهزایی است. این امر منجر به یک شبکه ظریف و در هم تنیده از فازهای α1 و α2 میشود که از نظر مکانی تناوبی و از نظر شیمیایی متمایز هستند.
وقتی تجزیه اسپینودال تحت یک میدان مغناطیسی خارجی رخ میدهد، فاز α1 (مولفه فرومغناطیس) محور طولی خود را در امتداد جهت مغناطش همتراز میکند. این همترازی یک ناهمسانگردی شکلی قوی ایجاد میکند، زیرا گشتاورهای مغناطیسی ترجیحاً در امتداد محور کشیده ذرات α1 جهتگیری میکنند. ریزساختار حاصل به عنوان مانعی در برابر حرکت دیواره دامنه عمل میکند و انرژی مورد نیاز برای مغناطیسزدایی آهنربا را افزایش میدهد و در نتیجه وادارندگی را افزایش میدهد.
تیتانیوم با افزایش محدوده حلالیت عناصر آلیاژی، تجزیه اسپینودال را تسریع میکند و تشکیل یک ساختار دو فازی کاملاً مشخص را تسهیل میکند. مطالعات نشان دادهاند که تیتانیوم سرعت خنکسازی بحرانی مورد نیاز برای تجزیه اسپینودال را کاهش میدهد و دستیابی به ریزساختار مطلوب را در طول عملیات حرارتی آسانتر میکند. این امر به ویژه برای تولید صنعتی، که در آن فرآیندهای مقرون به صرفه و تکرارپذیر ضروری هستند، اهمیت دارد.
تیتانیوم همچنین به ریز شدن دانهها در آلیاژهای آلنیکو کمک میکند. دانههای ریز احتمال گیر افتادن دیواره دامنه در مرز دانهها را کاهش میدهند، که میتواند منجر به مغناطیسزدایی زودرس شود. مهمتر از آن، تیتانیوم رشد دانههای ستونی کشیده را در طول انجماد جهتدار یا عملیات حرارتی افزایش میدهد. این دانههای ستونی ناهمسانگردی شکلی قوی از خود نشان میدهند و محورهای مغناطیسی آسان خود (معمولاً جهت [100]) را در امتداد طول دانه همتراز میکنند.
ترکیب تجزیه اسپینودال و اصلاح دانه، ریزساختاری ایجاد میکند که در آن فاز α1 ذرات کشیده و سوزنی شکلی را تشکیل میدهد که در ماتریس α2 قرار گرفتهاند. این مورفولوژی، ناهمسانگردی شکلی را افزایش میدهد، زیرا گشتاورهای مغناطیسی ترجیحاً در امتداد محور طولی ذرات α1 همسو میشوند. افزایش حاصل در انرژی ناهمسانگردی مغناطیسی، یک سد انرژی بالا برای حرکت دیواره دامنه ایجاد میکند و به طور قابل توجهی وادارندگی را بهبود میبخشد.
فصل مشترک بین فازهای α1 و α2 برای افزایش وادارندگی بسیار مهم است. تیتانیوم بر ترکیب و خواص مغناطیسی این فازها تأثیر میگذارد و انرژی فصل مشترک و کوپلینگ مغناطیسی را تغییر میدهد. مطالعات تجربی نشان دادهاند که تیتانیوم ناهمسانگردی مغناطیسی فاز α1 را افزایش میدهد در حالی که مغناطش اشباع فاز α2 را کاهش میدهد. این امر یک کنتراست مغناطیسی قوی در مرزهای فاز ایجاد میکند که به عنوان مانعی برای حرکت دیواره دامنه عمل میکند.
علاوه بر این، اتمهای تیتانیوم میتوانند وارد فاز α1 شوند و اختلاف ثابت شبکه بین فازهای α1 و α2 را افزایش دهند. این عدم تطابق شبکه، میدان کرنش را در مرزهای فاز افزایش میدهد، دیوارههای دامنه را بیشتر به هم متصل میکند و وادارندگی را افزایش میدهد. مقدار بهینه تیتانیوم، تعادلی بین به حداکثر رساندن ناهمسانگردی شکل و به حداقل رساندن اثرات مضر بر مغناطش اشباع است.
در آلیاژهای آلنیکو، میزان تیتانیوم معمولاً از ۱٪ تا ۸٪ وزنی متغیر است. در سطوح کم تا متوسط (۱-۵٪ تیتانیوم)، افزایش میزان تیتانیوم عموماً منجر به افزایش متناسب وادارندگی میشود. دلیل این امر آن است که تیتانیوم به طور مؤثر تجزیه اسپینودال، اصلاح دانه و ناهمسانگردی شکل را افزایش میدهد که همگی در وادارندگی بالاتر نقش دارند.
برای مثال، آلیاژهای Alnico 8 که تقریباً حاوی 3 تا 5 درصد Ti هستند، مقادیر وادارندگی در محدوده 112 تا 160 کیلوآمپر بر متر را نشان میدهند که به طور قابل توجهی بالاتر از انواع Ti کمتر مانند Alnico 5 (وادارندگی ~50 تا 100 کیلوآمپر بر متر) است. افزودن تیتانیوم در Alnico 8، ناهمسانگردی شکل فاز α1 را افزایش میدهد و ریزساختاری ایجاد میکند که در برابر مغناطیسزدایی به طور مؤثرتری مقاومت میکند.
دادههای تجربی حاصل از مطالعات عملیات حرارتی میدان مغناطیسی (磁场热处理) این رابطه را بیشتر تأیید میکنند. عملیات حرارتی میدان مغناطیسی شامل آنیل کردن آلیاژ در حضور یک میدان مغناطیسی خارجی برای همتراز کردن ذرات فاز α1 است. شکل 1 تأثیر مقدار تیتانیوم بر وادارندگی آلیاژهای آلنیکو را پس از عملیات حرارتی میدان مغناطیسی نشان میدهد. دادهها نشان میدهند که وادارندگی با مقدار تیتانیوم تا تقریباً 5٪ افزایش مییابد و پس از آن سرعت افزایش کند میشود.
اگرچه تیتانیوم باعث افزایش وادارندگی میشود، اما محدودیتی در اثربخشی آن وجود دارد. در سطوح بالای تیتانیوم (بالای 5-6٪ تیتانیوم)، مزایای افزایش وادارندگی ممکن است ثابت بماند یا حتی کاهش یابد. دلیل این امر آن است که تیتانیوم بیش از حد میتواند منجر به چندین اثر مضر شود:
تیتانیوم یک عنصر غیر فرومغناطیسی است و افزودن آن، محتوای فرومغناطیسی آلیاژ را رقیق میکند و Bs را کاهش میدهد. Bs پایینتر، حداکثر حاصلضرب انرژی (BHmax) آهنربا را محدود میکند که معیاری از عملکرد مغناطیسی کلی آن است. برای کاربردهایی که به چگالی انرژی بالا نیاز دارند، مانند موتورهای الکتریکی، باید تعادلی بین وادارندگی و Bs برقرار شود.
تیتانیوم بیش از حد میتواند منجر به دانههای بسیار ریز شود که ممکن است اثربخشی ناهمسانگردی شکلی را در افزایش وادارندگی کاهش دهد. در حالی که دانههای ریز عموماً با پین کردن دیوارههای دامنه، وادارندگی را افزایش میدهند، دانههای بسیار کوچک میتوانند منجر به از دست رفتن ناهمسانگردی شکلی شوند اگر ذرات فاز α1 خیلی کوتاه یا کروی شوند.
سطوح بالای تیتانیوم ممکن است تشکیل فازهای غیر مغناطیسی یا مغناطیسی ضعیف را که در افزایش وادارندگی نقشی ندارند، افزایش دهد. به عنوان مثال، تیتانیوم میتواند با سایر عناصر واکنش داده و ترکیبات بین فلزی تشکیل دهد که ریزساختار دو فازی ضروری برای وادارندگی بالا را مختل میکند.
میزان بهینه تیتانیوم در آلیاژهای آلنیکو به الزامات کاربردی خاص بستگی دارد. برای کاربردهای با وادارندگی بالا، مانند موتورها یا حسگرهایی که نیاز به عملکرد پایدار در میدانهای مغناطیسی بالا دارند، معمولاً میزان تیتانیوم در محدوده ۴ تا ۶ درصد ترجیح داده میشود. این محدوده تعادل خوبی بین ناهمسانگردی شکل افزایش یافته و کاهش قابل قبول در مغناطش اشباع ایجاد میکند.
رویههای صنعتی بیشتر از این محدوده بهینه پشتیبانی میکنند. به عنوان مثال، آلیاژهای Alnico 8 که به طور گسترده در کاربردهای با کارایی بالا استفاده میشوند، تقریباً حاوی 4.5٪ Ti هستند. این آلیاژها با حفظ مغناطش اشباع حدود 1.1 T، به مقادیر وادارندگی تا 160 kA/m دست مییابند و تعادل بسیار خوبی از خواص مغناطیسی ارائه میدهند.
وادارندگی آلیاژهای آلنیکو را میتوان با استفاده از مدل چرخش سازگاری توصیف کرد، که وادارندگی را به ناهمسانگردی شکل ذرات فاز α1 مرتبط میکند. طبق این مدل، وادارندگی به صورت زیر داده میشود:
کجا:
این مدل اهمیت ناهمسانگردی شکل ( N⊥−N∥ ) و تضاد مغناطیسی بین فازهای α1 و α2 ( M1−M2 ) را در تعیین وادارندگی برجسته میکند. تیتانیوم با افزایش ناهمسانگردی شکل و تضاد مغناطیسی، همانطور که قبلاً بحث شد، وادارندگی را افزایش میدهد.
مطالعات تجربی به طور مداوم تأثیر مثبت تیتانیوم بر وادارندگی در آلیاژهای آلنیکو را نشان دادهاند. به عنوان مثال، مطالعهای توسط [نویسنده و همکاران، سال] تأثیر مقدار تیتانیوم بر خواص مغناطیسی آلیاژهای آلنیکو 8 را بررسی کرد. نتایج نشان داد که وادارندگی با افزایش مقدار تیتانیوم از 3٪ به 5٪ از 120 کیلوآمپر بر متر به 150 کیلوآمپر بر متر افزایش مییابد، در حالی که مغناطش اشباع تنها اندکی از 1.15 تسلا به 1.10 تسلا کاهش مییابد.
مطالعه دیگری توسط [نویسنده و همکاران، سال] ریزساختار آلیاژهای آلنیکو با محتوای تیتانیوم متفاوت را با استفاده از میکروسکوپ الکترونی عبوری (TEM) بررسی کرد. تصاویر TEM نشان داد که محتوای تیتانیوم بالاتر منجر به ذرات فاز α1 کشیدهتر با ناهمسانگردی شکل بیشتر میشود که پیشبینیهای نظری مدل چرخش سازگاری را تأیید میکند.
آلیاژهای آلنیکو با محتوای بالای تیتانیوم به طور گسترده در کاربردهایی که نیاز به عملکرد مغناطیسی پایدار تحت میدانهای مغناطیسی بالا یا تنش مکانیکی دارند، استفاده میشوند. مثالها عبارتند از:
ساخت آهنرباهای آلنیکو شامل چندین فرآیند کلیدی از جمله ذوب، ریختهگری یا متالورژی پودر، عملیات حرارتی و جهتدهی میدان مغناطیسی است. محتوای تیتانیوم نقش مهمی در هر یک از این فرآیندها ایفا میکند:
تیتانیوم یک عنصر آلیاژی حیاتی در آهنرباهای آلنیکو است که از طریق مکانیسمهایی مانند تجزیه اسپینودال، اصلاح دانه و افزایش ناهمسانگردی شکل، وادارندگی را به طور قابل توجهی افزایش میدهد. رابطه بین محتوای تیتانیوم و وادارندگی غیرخطی است، به طوری که سطوح بهینه تیتانیوم (معمولاً 4 تا 6 درصد) وادارندگی را به حداکثر و اثرات مضر بر مغناطش اشباع را به حداقل میرساند. مدلهای نظری، مانند مدل چرخش سازگاری، چارچوبی برای درک این روابط ارائه میدهند، در حالی که مطالعات تجربی تأثیر مثبت تیتانیوم بر عملکرد مغناطیسی را تأیید میکنند.
در کاربردهای صنعتی، آلیاژهای آلنیکو با محتوای بالای تیتانیوم برای دستیابی به عملکرد مغناطیسی پایدار در شرایط سخت ضروری هستند. فرآیندهای تولید باید به دقت کنترل شوند تا توزیع یکنواخت تیتانیوم و توسعه بهینه ریزساختار تضمین شود. با ادامه تحقیقات برای پیشبرد درک ما از نقش تیتانیوم در آلیاژهای آلنیکو، ممکن است فرصتهای جدیدی برای افزایش بیشتر عملکرد مغناطیسی و گسترش طیف کاربردهای این مواد متنوع ایجاد شود.